۱- تحلیل داده های چند متغیری در پژوهش رفتاری، حیدر علی هومن
۲- استنباط آماری در پژوهش رفتاری، حیدر علی هومن
۳- پایه های پژوهش در علوم رفتاری (شناخت روش علمی)، حیدرعلی هومن
۴- تحلیل رگرسیون چند متغیری، کرلینجر
۵- استنباط آماری، کیامنش
۶- روش تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی، علی دلاور
شخصیت
۱- ساخت پدیدایی و تحول شخصیت، مای لی، ترجمه محمود منصور
۲- Personality theories: a comparative analysis, Salvatore Maddi
۳- نظریه های شخصیت، شولتز
آسیب شناسی روانی و روانشناسی بالینی
۱- روانشناسی مرضی تحولی (سه جلد)، پریرخ دادستان
۲- روانشناسی نابهنجاری، آسیب شناسی روانی، روزنهان و سلیگمن، ترجمه سیدمحمدی
۳- روانشناسی بالینی: آزمایش بالینی و فرایند تشخیصی، پرون و پرون، ترجمه منصور و دادستان
۴- روانشناسی بالینی: مفاهیم، روش ها و حرفه، فیرس و ترال، ترجمه فیروزبخت
روانشناسی تحولی
۱- روانشناسی ژنتیک، تحول روانی از تولد تا پیری، محمود منصور
۲- روانشناسی ژنتیک ۲، نظام های تحولی، محمود منصور و پریرخ دادستان
۳- Theories of developmental psychology, Patricia H. Miller
۴- روانشناسی رشد، لورای برک، ترجمه سید محمدی
روانشناسی سلامت
۱-Health psychology, Richard O. Straub
۲-Health psychology, Shelly E. Taylor
۳- Health psychology: biopsychosocial interaction, Edward P. Sarafino
۴- Health psychology: A textbook, Jane Ogdan
۵- روانشناسی سلامت، کرتیس، ترجمه فتحی آشتیانی و عظیمی آشتیانی
متون تخصصی
آشنایی کامل با زبان تخصصی روانشناسی
وبلاگ آکادمی روانشناسی بالینی ۴ فهرست از کتاب های توصیه شده برای علاقه مندان به روان تحلیل گری را ارائه داده است. به علت مفید بودن این فهرست ها لینک آن ها را برای دانلود می گذارم. از اطلاع رسانی وبلاگ آکادمی روانشناسی بالینی تشکر می کنیم.
فهرست کتاب های ضروری در 8 صفحه
فهرست جامع درمان تحلیلی در 22 صفحه
نظریههای گلوبوس[1] و بوهم[2] دیدگاهی پست مدرن را به فرایند تفسیر خواب اضافه کرده است. گلوبوس با رویکرد مکانیکی فعالسازی ـ ترکیب مخالفت کرد و موضع پدیدارشناختی [3] را ترجیح داد. گلوبوس رؤیا را به عنوان مخلوقی کامل و جدید در نظر گرفت که بهزیستی روانشناختی را به حداکثر میرساند. بوهم نظریهپرداز و فیزیکدان از دیدگاه گلوبوس مبنی بر این که آشکار کردن تواناییهای روانشناختی در رؤیا نهفته است و نیازی به تعامل با محیط پیرامون ندارد حمایت کرد.
تفسیر رؤیای گشتالتی (پرلز، [4]1969) از روش تحلیل شخصیتهای درون رؤیا به عنوان فرافکنی زندگی رؤیابین بهره میجوید. معمولا این رؤیاها قسمتهایی هستند که نادیده انگاشته شدهاند، رد شدهاند یا حتی سرکوب شدهاند. یکی از هدفهای تحلیل رؤیای گشتالتی قبول و سر و سامان دادن به این قسمتهاست. درمانگر گشتالتی از رؤیابین میخواهد که در شرایط گروهی نقشهای متنوع درون رؤیا را بازی کند با این هدف که این شخصیتها یا اشیا را به عنوان فرافکن خودشان تجربه کنند. رؤیابین تشویق میشود که نقش عناصر زنده و غیر زنده رؤیای خودشان را از دیدگاه خودشان بازی کنند. دیسیکو (2008)[5] متقاعد شده است که رؤیاها حاوی پاسخهایی به سؤالات اساسی در زندگی هستند و به هدایت زندگی از طریق تصاویر الهامی که از عقاید، رفتارها، هیجانات و آرزوهای ناهشیار تولید شده است، کمک میکند. تکنیکهای عملی که توصیه شده است شامل روش داستانگویی است که در طول آن کلمات اصلی رؤیا در درون داستان گنجانده میشود، بررسی نقشه هیجانی رؤیا و همچنین روشهای پرچالش تداعی و تشدید که بر اساس روانشناسی روانتحلیلگری فروید و تحلیلی یونگ ارائه شدهاند نیز از دیگر روشهای توصیه شده است که اجازه میدهند که روشهای تفسیر، در خارج از مرزهای رواندرمانگری سنتی مورد استفاده قرار گیرد. تحلیل گروهی رؤیا تکنیکی است که توسط درمانگرانی نظیر تیلور (1992)[6] و ویلیامز (1980)[7] تحت تأثیر روش یونگی بسیار استفاده شده است. اعضای گروه رؤیاهایی را تفسیر میکنند که از نظر نمادین اشتراک دارند و در نهایت به تحقق فردی خود رؤیابین اعتبار میبخشد. از مکتب علمی روانتحلیلگری، ریسکامپ (2006)[8] از رویکرد گروهدرمانی بهره جست تا استرس پس از سانحه را درمان کند. شرکتکنندگان رؤیاهای پراضطراب تکرار شونده و کابوسهایی داشتند که قابل استناد به اصطلاحات روانپویشی تجزیه و سرکوبی و نشان دادن تثبیت در تحول بود. درمانگر از رؤیاها برای پردهبرداری از سرکوبها و اجازه دادن به بیان آزاد محتواهای ترسناک بهره میبرد.
اینگرمن (1993)[9] درمانهای شمنها و جادوگران گذشته را شبیه به وضعیت رؤیا میداند. شمنها به به دنیاهای روحانی و غیرعادی سفر میکردند تا کمک کنند تا قسمتهای از دست رفته روح بیمار را به او برگردانند. اینگرمن اعلام کرد که رؤیاها ممکن است راهی برای دریافت شفا و همچنین درخواست از ارواح برای کمک باشد.
بلو استون[10] در بررسی خود (2002) درباره کارکردهای فرهنگی رؤیا، رؤیا را به عنوان ملاقات با اجداد، منادیان آینده، منبع صداها، رقصها و تشریفات دیگر، سفر به دنیای ارواح، مرگ کوچک، و به طور کلی روشهایی برای مدیریت ارواح و فرهنگ توصیف کرد. دیدگاههای شمنی هنوز هم در رواندرمانی کاربرد دارد.
روش مشهور تفسیر رؤیا، نماد رؤیای جهانی است. گارفیلد (2001)[11] دوازده مورد از رایجترین رؤیاها را در کل دنیا مورد بحث قرار داده است که هر کدام میتوانند مثبت یا منفی باشند. وبسایت گارفیلد (dreammoods.com) این موضوع را مورد بحث قرار داده است. گارفیلد موضوعات اصلی رؤیا مثل افتادن، پرواز کردن، تعقیب، آزمون، برهنه بودن، و دندان را توصیف کرد. بررسیهای کائی ـ چینگ یو (2008)[12] در هنگکنگ رایجترین رؤیاها را شامل مدرسه و درس، تعقیب شدن یا تعقیب کردن، افتادن و دیر رسیدن توصیف کرد.
[1]. Globus
[2]. Bohm
[3]. phenomenological stance
[4]. Perls,1969
[5]. DeCicco, 2008
[6]. Taylor, 1992
[7]. Williams, 1980
[8]. Reeskamp, 2006
[9]. Ingerman, 1993
[10]. Bluestone
[11]. Garfield, 2001
[12]. Kai-Ching Yu, 2008
هوش هیجانی چیست؟
هوش هیجانی دربر دارنده آگاهی، تنظیم و بیان درست دامنه ای از هیجانات است لذا توانایی شناخت، ابراز و کنترل این هیجانات یکی از ابعاد مهم هوش هیجانی است و ناتوانی فرد در هر کدام از این توانایی ها منجر به اختلالاتی نظیر اختلالات اضطرابی و خلقی خواهند شد که حاکی از نقش خودگردانی هیجانی است که ویژگی کلیدی هوش هیجانی است، بنابراین تا آنجا که ممکن است ما باید این مهارتهای هوش هیجانی را که مبنای آنها شناخت دقیق هیجانات و کنترل و تنظیم آنها است به کودکان آموزش دهیم تا احتمال بروز این اختلالات را کاهش داده و از این طریق عملکرد آنها بهبود یابد. مایر و سالوی هوش هیجانی را چنین تعریف می کنند : هوش هیجانی شامل توانایی دریافت دقیق ، ارزیابی و بیان هیجانات ، توانایی دستیابی به احساسات که فکر را تسهیل کند ، و توانایی شناسایی هیجان و تنظیم هیجانات به منظور رشد عقلانی.
ضرورت هیجان
وجود هیجان برای عاقلانه فکر کردن مهم است . در رابطه میان احساسات و فکر ، جنبه هیجانی ، تصمیم های لحظه به لحظه ی ما را هدایت می کنند و به صورتی تنگاتنگ با ذهن خرد گرا مشغول می شود و فکر را توانا – یا نا توان – می سازد . به همین ترتیب ، مغز متفکر نیز نقشی اساسی در پدید آمدن هیجان ها ایفا می کند. به یک معنا می توان گفت که ما دو مغز ، دو فکر و دو هوش متفاوت داریم : هوش عقلانی و هوش هیجانی . آنچه را در زندگی انجام می دهیم هر دو ی آنها تعیین می کند . فقط هوشبهر مطرح نیست ، بلکه هوش هیجانی نیز حائز اهمیت است . در واقع هوش نمی تواند بدون هوش هیجانی به بهترین وضع کار کند .
مولفه های هوش هیجانی
سالوی توصیف خود را از هوش هیجانی ، براساس نظریات گاردنر درباره استعداد فردی قرار می دهد واین توانایی ها را به پنج حیطه اصلی گسترش میدهد :
1. شناخت عواطف شخصی : خودآگاهی- تشخیص هر احساس به همان صورتی که بروز می کند – سنگ ، بنای هوش هیجانی است . توانایی نظارت بر احساسات در هر لحظه برای بدست آوردن بینش روانشناختی و ادراک خویشتن نقشی تعیین کننده دارد . ناتوانی در تشخیص احساسات راستین ، ما را به سر در گمی دچار می کند . افرادی که نسبت به احساسات خود اطمینان بیشتری دارند ، بهتر می توانند زندگی خویش را هدایت کنند . این افراد درباره احساسات واقعی خود در زمینه ی اتخاذ تصمیمات شخصی از انتخاب همسر آینده گرفته تا شغلی که بر می گزینند ، احساس اطمینان بیشتری دارند .
2. به کار بردن درست هیجان ها : قدرت تنظیم احساسات خود ، توانایی است که بر حس خود آگاهی متکی می باشد . افرادی که به لحاظ این توانایی ضعیفند ، دائماً با احساس نومیدی و افسردگی دست به گریبانند ، در حالی که افرادی که در آن مهارت زیادی دارند با سرعت بسیار بیشتری می توانند ناملایمات زندگی را پشت سر بگذارند.
3. برانگیختن خود : برای عطف توجه ، برانگیختن شخصی ، تسلط بر نفس خود ، و برای خلاق بودن لازم است سکان رهبری هیجان ها را در دست بگیرید تا بتوانید به هدف خود دست بیابید . خویشتن داری عاطفی – به تاخیر انداختن کامروا سازی و فرو نشاندن تکانش ها – زیر بنای تحقق هر پیشرفتی است . توانایی دست یابی به مرحله ی «غرقه شدن در کار»، انجام هر نوع فعالیت چشم گیر را میسر می گرداند . افراد دارای این مهارت در هر کاری که به عهده می گیرند بسیار مولد و اثر بخش خواهند بود .
4. شناخت عواطف دیگران : همدلی ، توانایی دیگری که بر خود آگاهی عاطفی متکی است اساس "مهارت" مردم است. افرادی که از همدلی بیشتری برخوردار باشند، به علائم اجتماعی ظریفی که نشان دهنده ی نیازها یا خواسته های دیگران است توجه بیشتری نشان می دهند . این توانایی آنان را در حرفه هایی که مستلزم مراقبت از دیگران ، تدر یس ، فروش ومدیریت است، موفق تر می سازد.
5. حفظ ارتباط ها : بخش عمده ای از هنر برقراری ارتباط ها ، مهارت کنترل عواطف در دیگران است .
این ها توانایی هایی هستند که محبوبیت ، رهبری و اثر بخشی بین فردی را تقویت می کنند . افرادی که در این مهارت ها توانایی زیادی دارند ، در هر آنچه که به کنش متقابل آرام با دیگران باز می گردد بخوبی عمل می کنند ، آنان ستاره های اجتماعی هستند.
ویژگی های افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند
شواهد بسیاری ثابت می کنند افرادی که مهارت هیجانی دارند – یعنی کسانی که احساسات خود را به خوبی می شناسند و هدایت می کنند و احساسات دیگران را نیز درک و به طرز اثر بخشی با آن برخورد می کنند – در حیطه ای از زندگی ممتازند ، خواه در روابط صمیمی و دوستانه باشد و خواه در قواعد نا گفته ای که در خط مشی سازمانی ، به پیشرفت می انجامند . افرادی که در مهارت های عاطفی شان به خوبی رشد یافته اند ، در زندگی خویش نیز خرسند و کارآمدند و عاداتی فکری را در اختیار دارند که موجب می شود آنها افرادی مولد و کار آمد باشند . افرادی که نمی توانند در زندگی عاطفی خود تسلط داشته باشند ، درگیر کشمکش های درونی هستند که از توانایی آنان در انجام کار متمرکز و تفکر روشن می کاهد.
در زیر به بعضی از خصوصیات این افراد اشاره می کنیم :
1- سعی دارند بیشتر به خصوصیات خود برچسب بزنند تا به موقعیت ها و خودشان .
2- افکار و احساسات خویش را از یکدیگر تمیز می دهند .
3- مسئولیت احساساتشان را به عهده می گیرند .
4- از احساساتشان برای کمک کردن به تصمیم گیریشان استفاده می کنند به این معنی که دقیقاً می دانند که اگر این تصمیم را بگیرند چه احساسی خواهند داشت .
5- به احساسات دیگران احترام می گذارند .
6- احساس انرژی زا بودن و نیرو بخشیدن دارند نه عصبانیت . آنها از دیگران می پرسند که چه چیزی را خشم می نامند تا کمک کنند به احساسات دیگران برای انرژی زا بودن و تولید عمل کردن .
7- آنها به احساسات دیگران اعتبارمی بخشند ودر واقع همدردی، درک و پذیرش را به احساسات دیگران نشان می دهند .
8- از نصیحت کردن، دستور دادن، کنترل کردن، قضاوت و یا سخنرانی در مورد دیگران پرهیز می کنند
9- آنها سعی می کنند ارزشهای مثبت از هیجان های منفی خود به دست آورند .
10-از افرادی که متزلزل هستند یا به احساساتشان احترام قائل نیستند دوری می کنند
این مطلب همچنان ادامه دارد...
محورهای کنفرانس: روانشناسی شناختی
علوم اعصاب شناختی
زبان شناسی شناختی
آموزش و پرورش شناختی
هوش مصنوعی
فلسفه ذهن
مهلت ارسال چکیده مقالات: 30 مهرماه 1389
مقالات از طریق وب سایت پژوهشکده به آدرس www.iccs.ir ارسال می شوند.
عقده اديپ: اين مفهوم به توسط فرويد مطرح شد. او بعد از اينكه متوجه اين نكته شد كه داستان هاي مراجعينش درباره تجاوزهاي جنسي دوران كودكي چيزي جز خيال پردازي ناهشيار نبوده است به طرح اين مفهوم پرداخت. عقده اديپ بيانگر ميل جنسي كودك به مادرش است كه با دخالت پدر و تهديدات او به زودي منجر به جامعه پذير شدن فرزند مي شود. اين مفهوم بحث انگيز ترين مفهوم نظريه فرويد است.
عقده الكترا: اين مفهوم نيز توسط فرويد مطرح شد ولي به اندازه عقده اديپ مورد توجه قرار نگرفت. عقده اديپ ميل پسر به مادر را مي رساند در حالي كه عقده الكترا ميل دختر به پدرش را فرض مي كند. در كل، نظريه فرويد درباره زنان به اندازه مردان تبيين كننده نيست. به عبارتي نظريه فرويد يك نظريه مردانه است.
عقده اختگي: عقده اختگي سرچشمه وجدان ماست. فرويد اين مفهوم را براي توجيه عقده اديپ خلق كرد. كودك در نتيجه ميل به مادر توسط پدر تهديد به قطع آلت تناسلي مي شود. پسر در همين اثنا با ديدن خواهرش كه مثل او از آلت مردانه برخوردار نيست دچار اين توهم مي شود كه خواهرش نيز روزي داراي اين آلت بوده ولي توسط پدر بريده شده است. اين چنين است كه پسر با ترس از اختگي با پدر همانند سازي كرده وداراي وجدان اخلاقي مي شود. توصيه مي كنم زياد به اخلاق نپردازيد.
عقده حقارت: اين مفهوم اصل اساسي و زيربنايي نظريه روانپويشي آدلر را مي سازد. همه ما داراي نقصي جزئي در بدن يا احساس كمبود در زندگي تجربه مي كنيم. اين عقده سرچشمه تلاش ما براي جبران اين كمبود هاست. شخص آدلر در كودكي بسيار زشت بود و هميشه نسبت به برادر بزرگ خود احساس حقارت مي كرد.
ناهشيار شخصي(عقده): يونگ نيز از ديگر نظريه پردازان روان تحليل گري عقب نماند و مفهوم عقده را از درون نظريه روان شناسي تحليلي خود برآورد. يونگ محتويات «ناهشيار شخصي» را «عقده» ناميد كه عمدتا هيجاني هستند. براي مثال تجريبات شخص در رابطه با مادرش علاوه بر اينكه شخصي است داراي سطحي از هشياري و نيمه هشياري است. اين رابطه داراي بار هيجاني است كه «عقده رابطه با مادر» را مي سازد. از نظريه يونگ، تنها مفهوم «ناهشيار جمعي » است كه هنوز مورد توجه است.
عقده يونس(jonah): به عقديه مزلو انسان ها همگي ظرفيت رسيدن به مرحله «خودشكوفايي» را دارند ولي تنها عده معدودي مي توانند به اين ظرفيف بالقوه خود جامعه عمل بپوشانند. مزلو در تبيين اين نظر كه چرا فقط عده كمي مي توانند به اين مهم برسند، عقده يونس را برساخت. اين عقده ترس از پيشرت را مطرح مي كند. عقده يونس « ترس از بهتر بودن» را مطرح مي سازد. به عقيده مزلو اين عقده در تمام افراد وجود دارد.
صاحب امتياز: دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني استان اصفهان،مركز تحقيقات علوم رفتاري
مدير مسئول: دكتر عباس عطاري
سردبير: دكتر غلامحسين احمدزاده
محل انتشار: اصفهان
----------------
۲- دوفصلنامه روانشناسی معاصر
صاحب امتياز: انجمن روانشناسان ايران
مدير مسئول: دكتر شهريار شهيدي
سردبير: دكتر محمدعلي بشارت
محل انتشار: تهران
----------------
۳- دوفصلنامه مطالعات تربیتی و روانشناسی
صاحب امتياز: دانشكده علوم تربيتي و روان شناسي دانشگاه فردوسي مشهد
مدير مسئول، سردبير: دكتر بختيار شعباني وركي
محل انتشار: مشهد
----------------
۴- روانشناسی بالینی
صاحب امتياز: دانشگاه سمنان
سردبير: پرويز آزاد فلاح
محل انتشار: سمنان
----------------
۵- روانشناسی دانشگاه تبریز
صاحب امتياز: دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه تبريز
مدير مسئول: دكتر منصور بيرامي
سردبير: دكتر اميرهوشنگ مهريار
----------------
۶- فصلنامه اندیشه های نوین تربیتی
صاحب امتياز: دانشگاه الزهرا - دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي
مدير مسئول: دكتر مهناز اخوان تفتي
سردبير: دكتر طيبه ماهرو زاده
محل انتشار: تهران
----------------
۷- فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی
صاحب امتياز: دانشگاه تربيت معلم تهران قطب علمي روانشناسي استرس
مدير مسئول: دكتر محمد نقي فراهاني
سردبير: دكتر عليرضا مرادي
محل انتشار: تهران
----------------
۸- فصلنامه پژوهش های روانشناختی
صاحب امتياز، مدير مسئول، سردبير: دكتر رضا زماني
محل انتشار: تهران
----------------
۹- فصلنامه تازه ها و پژوهش های مشاوره
صاحب امتياز: انجمن مشاوره ايران
مدير مسئول: دكتر رحمت الله نوراني پور
سردبير: دكتر باقر ثنائي ذاكر
محل انتشار: تهران
----------------
۱۰- فصلنامه خانواده پژوهی
صاحب امتياز: دانشگاه شهيد بهشتي، پژوهشكده خانواده
مدير مسئول: دكتر محمدعلي مظاهري
سردبير: دكتر محمدعلي مظاهري تهران
محل انتشار: تهران
----------------
۱۱- فصلنامه روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران (اندیشه و رفتار)
صاحب امتياز: دانشگاه علوم پزشكى و خدمات بهداشتى درمانى ايران
مدير مسئول: دكتر سيد احمد واعظى
سردبير: دكتر امير شعباني
محل انتشار: تهران
----------------
۱۲- فصلنامه روانشناسی
صاحب امتياز، مدير مسئول: دكتر جواد اژه اي
سردبير: دكتر محمدكريم خداپناهي
محل انتشار: تهران
----------------
۱۳- فصلنامه روانشناسی تحولی: روانشناسان ایرانی
صاحب امتياز: دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران جنوب
مدير مسئول، سردبير: دكتر پريرخ دادستان
محل انتشار: تهران
----------------
۱۴- فصلنامه پژوهش های کاربردی روانشناختی (روانشناسی و علوم تربیتی)
صاحب امتياز: دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران
مدير مسئول: دكتر غلامعلي افروز
سردبير: دكتر محمد خداياري فرد
محل انتشار: تهران
----------------
۱۵- فصلنامه علوم تربیتی
صاحب امتياز: دانشگاه شهيد چمران اهواز
مدير مسئول: دكتر مسعود صفايي مقدم
سردبير: دكتر يداله مهرعلي زاده
محل انتشار: اهواز
----------------
۱۶- فصلنامه علوم شناختی
صاحب امتياز، مدير مسئول: دكتر محمود منصور
محل انتشار: تهران
----------------
۱۷- فصلنامه مطالعات روانشناختی
صاحب امتياز: دانشگاه الزهراء، دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي
مدير مسئول: دكتر شكوه السادات بني جمالي
سردبير: دكتر سوسن سيف
محل انتشار: تهران
----------------
۱۸- مجله روانپزشکی و علوم رفتاری ایران
صاحب امتياز: دانشگاه علوم پزشكي مازندران
مدير مسئول: دكتر مهران ضرغامي
سردبير: دكتر غلامرضا ميرسپاسي
محل انتشار: ساري
----------------
۱۹- نشریه علوم رفتاری
صاحب امتياز: دانشگاه علوم پزشكي بقيه الله «عج»
مدير مسئول، سردبير: دكتر علي فتحي آشتياني
محل انتشار: تهران
روشهای مختلف تفسیر رؤیا که در انواع رواندرمانیها به کار میرود به درک ما از روان آدمی چه از بخش هشیار و چه بخش ناهشیار کمک کرده است. رؤیاهای تکراری[1]، رؤیاهای شفاف[2]، رؤیاهای بزرگ[3]، رؤیاهای وجودی[4]، رؤیاهای متعالی[5]، رؤیاهای اخیر[6]، اولین رؤیاهایی که به خاطر میآوریم[7] و کابوسها[8]، انواع رؤیاهایی هستند که در تفسیرهای بالینی استفاده میشوند. فروید (1900) و یونگ (1933) تکنیکهای متفاوتی را مورد استفاده قرار دادند که روانشناسان بالینی امروزی را تحت تأثیر قرار داده است (جی، هال، 1983). فروید فرایند تداعی آزاد[9] را ترجیح میداد، در حالی که یونگ از روش گسترشی یا فزونسازی[10] استفاده میکرد.
رفتارشناسان شناختی هم رؤیا با مسئله رؤیا مواجه شدند. اگر تفسیر شناختی رؤیا منجر به یک برنامه اقدامی[11]شود و در نهایت بیمار را بهبود بخشد، موفقیت حاصل شده است. هیل، زک، وانل، هافمن، راچلن و گلدبرگ (2000)[12] از اصطلاح بینش[13] به معنی توانایی بیمار در پرده برداشتن از معناهای جدید و ارضا کننده رؤیا استفاده کردند. نظریه شناختی اعلام میکند که در طول خواب، مغز در حال استراحت حافظه کوتاه مدت و بلند مدت را مرور و تحلیل میکند. مغز هیجانها، تفکرات، ایدهها، کنشها و تعاملات حافظه کوتاه مدت را با توجه به چرخه و فلسفه زندگی پردازش میکند. مغز همچنین همچنین دادههای روحانی یا مذهبی، عقاید، به صورت تخطی شده یا نشده و اطلاعات به دست آمده از طریق شهود یا تصویرسازی روانی را پردازش میکند. سپس این دادههای آشفته و همچنین مطالعه نیمههشیار بین خطوط مواد بین فردی بدون سرپرستی هشیاری پردازش میشود. مغز همه این موارد را در کنار هم به صورت نمایش بصری، صدا، هیجان و تصویرسازی شده به صورت پویا نمایش میدهد (تیسن، 2007)[14]. تمام این سناریو در بافت جهانبینی فرد نمایش داده میشود (کالتکو ـ ریورا، 2004)[15].
هیل و همکارانش (2000)[16] یک مدل سه مرحلهای از کار رؤیا به صورت شناختی و تجربی تهیه کرد که در آن درمانگر به مراجع کمک میکند که تصاویر یک رؤیای واحد را کشف کند (مرحله اکتشاف)[17]، بینشی را درباره رؤیا به دست آورد (مرحله بینش)[18]، و سپس تصمیم بگیرد که بر اساس معنای رؤیا چه کاری باید در بیداری انجام دهد (مرحله کنش[19]). در فرایند پیروی از از این مدل درمانگر از مراجع میخواست که رؤیا را تعریف کند و سپس این چهار قدم در مرحله اکتشاف را طی کنند (توصیف، تجربه دوباره، تداعی و موجبات رؤیا در بیداری). در مرحله بینش، درمانگر میپرسد فکر میکنی این رؤیا چه معنایی دارد؟ بعد از این که مراجع پاسخ داد، درمانگر سؤالات پیگیری را میپرسد مانند نظر دیگری درباره این که رؤیا چه معنایی ممکن است داشته باشد نداری؟ سپس درمانگر مرحله بینش را شروع میکند و به مراجع کمک میکند تا معنای رؤیا را بر اساس زندگی بیداری، پویاییهای درونی و نگرانیهای وجودی ـ روحانی بسازد. سپس درمانگر باز هم درباره معنای رؤیا از مراجع میپرسد و این فرایند را ادامه میدهد. در مرحله کنش، درمانگر از مراجع میخواهد که رؤیا را تغییر دهد و این تغییرات را در بیداری هم اعمال کند. در پایان این مرحله درمانگر میپرسد برا ساس این درک جدیدت از رؤیا، چه تغییراتی را میخواهی در زندگی خودت میخواهی داشته باشی و چگونه میخواهی این تغییرات را اعمال کنی؟ (این بحث ادامه دارد).
[1]. Repetitious dreams
[2]. lucid dreams
[3]. big dreams
[4]. existential dreams
[5]. transcendental dreams
[6]. recent dreams
[7]. earliest remembered dreams
[8]. nightmares
[9]. free association
[10]. amplification
[11]. Action plan
[12]. Hill, Zack, Wonnel, Hoffman, Rochlen, and Goldberg (2000)
[13]. Insight
[14]. Thiessen, 2007
[15]. Koltko-Rivera, 2004
[16]. Hill et al. (2000)
[17]. exploration Stage
[18]. insight stage
[19]. action stage
ارزیابی شخصیت و آسیب شناسی روانی
نویسنده: جان گراهام ترجمه : دکتر موسی کافی ماسوله، دکتر حمید یعقوبی
انتشارات ارجمند 1388
داده های حاصل از مطالعات میدانی نشان می دهد که MMPI-2 پرکاربردترین آزمون روانشناختی در امریکا است و در بسیاری از کشورهای دنیا نیز زیاد مورد استفاده قرا می گیرد. این آزمون در مراکز بهداشت روانی سرپایی و بستری، مراکز پزشکی و کانون های اصلاح و تربیت به کار می رود. همچنین شاهد کاربرد گسترده MMPI-2 برای گزینش کارکنان مشاغلی که برای امنیت و اعتماد عمومی اهمیت دارد، هستیم. به علاوه MMPI-2 در دعاوی حقوقی دادگاههای عمومی و جنایی به عنوان ادّله و سند پذیرفته می شود.
فهرست مطالب
فصل 1 دربرگیرنده اطلاعاتی درباره منطق زیربنایی MMPI اصلی و شکل گیری آن و همچنین حاوی اطلاعاتی در مورد تجدیدنظر در آزمون و انتشار MMPI-2 است.
در فصل 2 مواد MMPI-2 و شیوه های اجرا و نمره گذاری آزمون مورد بحث قرار گرفته است.
فصل 3 به مقیاس های اعتبار، راههای شناسایی تعارض و دیگر روش های بی اعتبار ساختن آزمون اختصاص یافته است.
فصل 4 مقیاس های بالینی استاندارد را توصیف نموده و برای نمرات سطوح مختلف استنباطهای تفسیری ارائه می دهد.
در فصل 5 تعریف و تفسیر نمونه کدهای دونقطه ای و سه نقطه ای مورد بررسی قرار گرفته است.
در فصل 6 رویکردهای مختلف مربوط به تفسیر محتوایی MMPI-2 مطرح شده است
فصل 7 شکل گیری مقیاس های بازسازی شده بالینی و مقیاس های پنجگانه آسیب شناسی شخصبت را معرفی کرده و پیشنهاد اولیه برای تفسیر آنها را نیز ارائه می کند.

دکتر اصغر رضویه روز جمعه ۱۴ مرداد ۸۹ در شیراز درگذشت. تشییع پیکر این استاد نامدار ایرانی روز شنبه در شیراز و مراسم خاکسپاری در روز یکشنبه ۱۶ مرداد برگزار خواهد شد.
آقاي دكتر اصغر رضويه، در سال 1310 در کاشان متولد شد. تحصیلات ابتدائی را در کاشان و تحصیلات متوسطه را در تهران انجام داد، ایشان تحصیلات دانشگاهی را در دانشگاه تهران در رشته فلسفه و علوم تربیتی به انجام رسانید و در سال 1339 در این رشته فارغ اتحصیل شد.
آقای دکتر رضویه در تمام دوره تحصیل، ابتدائی، متوسطه و دانشگاه حائز رتبه اول گردید. بنا بر همین امر به موجب قانون اعزام دانشجویان رتبه اول با بورس تحصیلی چهار ساله برای ادامه تحصیل به کشور آمریکا اعزام و در دانشگاه ایندیانای امریکا به تحصیل اشتغال ورزید. ایشان درجه فوق لیسانس (MA) خود را در سال 1343 (1964) در رشته روانشناسی تربیتی و درجه دکترای (Ph.D.) خود را در سال 1346 (1967) در همین رشته به پایان رسانید.
آقای دکتر رضویه در دوره دکترا به عنوان مدرس درسهای روانشناسی تربیتی، آمار و روش تحقیق با بخش روانشناسی تربیتی دانشگاه ایندیانا همکاری داشت و بعد از احراز درجه دکترا با عنوان استادیار به استخدام دانشگاه مزبور در آمد و تا سال 1347. در این سمت به کـــار اشتغال داشت
ایشان در همین سال تنظیم کتاب:Introduction to Research in Education
( مقدمه ای بر تحقیق در تعلیم و تربیت ) را با همکاری دو تن از استادان آمریکایی دانشگاه ایندیانا آغاز کرد. کتاب مزبور از اولین سال انتشار (1972) به وسیله مؤسسه معتبر Holt، Rinehart and Winston تاکنون 6 بار با تجدید نظر (که آخرین آن سال 2006 است) انتشار یافته و به چندین زبان ترجمه گردیده و در دانشگاه های معتبر جهان به عنوان متن درسی روش تحقیق در دوره های فوق لیسانس و دکتری مورد استفاده است.
آقای دکتررضویه در سال 1347 به دعوت دانشگاه شیراز به شیراز آمد و کار دانشگاهی خود را در بخش روانشناسی این دانشگاه آغاز کرد. ایشان در سال 1348 و 1349 کنکور ورودی دانشگاه شیراز را برنامهریزی و سرپرستی نمود. در سال 1348 نیز به عضویت هیأت اجرایی آزمونشناسی وزارت علوم و آموزش عالی منصوب شد و در هیأت مذکور طرح کنکور سراسری دانشگاههای کشور را تنظیم کرد و در سالهای اولیه آن با ادامه عضویت در هیأت اجرایی آزمونشناسی وزارت علوم و آموزش عالی مسئول تهیه آزمونهای مسابقات ورودی دانشگاههای کشور و تعیین نتایج آن بود.
دکتر رضویه از سال 1347 ریاست دبیرستان دانشگاه شیراز را به عهده گرفت و این سمت را تا سال 1358 به عهده داشت. اين دبيرستان همچنان الگويي برجسته از فرايند كشف استعدادهاي درخشان در مناطق محروم و برخوردار كردن اين افراد از بهترين شرايط پرورشي بوده است.
تنظیم طرح تشکیل دانشکده علوم تربیتی دانشگاه شیراز در سال 1353 به عهده دكتر رضويه گذاشته شد. ایشان با انجام موفقیت آمیز طرح مزبور در سال 1355 به عنوان اولین رئیس دانشکده انتخاب شد و این سمت را تا سال 1358 به عهده داشت.
عمده تدریس آقای دکتر رضویه در زمینه روشهای تحقیق، آمار، سنجش و روانشناسی تربیتی در دورههای دکتری، فوق لیسانس و لیسانس بوده است. ايشان در بیشتر دوره خدمت خود، سرپرست برنامههای تحصیلات تکمیلی، ابتدا در بخش روانشناسی و بعد در دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی داشنگاه شیراز بوده است. ایشان سرپرستی پایاننامههای بخش عمدهای از فارغالتحصیلان دوره دکتری و کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی را در دوره خدمت خود عهده دار بوده است. از جمله خدمات آموزشی دیگر آقای دکتر رضویه برنامهریزی و اجرای کارگاههای متعدد آموزشی و پژوهشی در دانشگاههای شیراز و دیگر دانشگاههای کشور بوده است.
کارهای تحقیقاتی دکتر رضویه بیشتر در زمینه انطباق و هنجاریابی آزمونهای روانی و تربیتی برای استفاده در ایران متمرکز بوده که نتیجه این تحقیقات به صورت دهها مقاله و در پژوهشنامههای داخلی و خارجی درج گردیده و در کنگرههای روانشناسی ارائه شده است.
فعاليتهاي دلسوزانه و توأم با تعهد و مسئوليتپذيري تحسينبرانگيز دكتر رضويه منجر به معرفي ايشان بهعنوان استاد نمونه از فرهنگستان ادبیات و علوم ایران در سال 1357 و استاد برجسته دانشگاه شیراز در سال 1373 گردید. ايشان عليرغم نايل شدن به افتخار بازنشستگي، همچنان فعاليتهاي آموزشی و پژوهشی خود را ادامه ميدهند. از جمله خدماتی که ایشان در حال حاضر بر عهده دارند، ریاست سازمان نظام روانشناسی و مشاوره منطقه 4 کشور است. (منبع: انجمن علمی روانشناسی ایران)

نمونه هایی از مقالات استاد رضویه
رابطه همبستگی خانوادگی و استقلال عاطفی با مشکلات عاطفی
بررسی تاثیر پردازش فراشناختی بر حل مساله
بررسی تاثیر جهانی شدن آموزش عالی بر کیفیت آموزشی دانشگاه ها
تاثیر کارگاه اصول آموزش بالینی بر رفتارهای موثر
پیش بینی خلاقیت دانشجویان با توجه به متغیرهای انگیزشی و جنسیت
تاثیر مولفه های اضطراب و نگرش ریاضی بر پیشرفت تحصیلی
بررسی رابطه پرخاشگری آشکار و ارتباطی با سازگاری عاطفی اجتماعی
برگرفته از پایان نامه دکترای مارگری اچ. رانیام (Margery H. Runyan) دانشگاه کاپلا، 2009
تفاوتهای نظری در بین دیدگاههای پژوهشی بسیار بارز است که شامل رویکردهای روانتحلیلگری (فروید، 1900[1])، تحلیلی (یونگ، 1933[2])، انسانگرایی (راجرز، 1980[3])، علم اعصاب (هابسن، 1988[4])، شناختی (سی. اس. هال، 1953[5])، و عصبی ـ شناختی (دامهوف، 2003[6]) میشود. درمانگران بالینی در هر گوشهای از این بحث به طور مداوم نشان میدهند که رؤیاها برای بیمار در فرایند تفسیر دارای ارزش رواندرمانی هستند. این خلاصه از فروید شروع شده و به جدیدترین مطالعات کمی در این حوزه میرسد.
اولین نظریهها در دوره مدرن روانتحلیلگرانه و بر اساس مطالعات موردی بود. نظریه روانتحلیلگرانه رؤیاها با انتشار کتاب تفسیر خواب (1900) فروید با قدرت افراشته شد. این نظریه محتوای رؤیا را به آرزوهای سرخورده و ناهشیار نسبت میدهد. روانتحلیلگران به خصوص فروید اعتقاد دارند که رؤیاها تحقق آرزو هستند و رؤیا یک شی آرزو شده خارجی را با یک نماد روانی درونی جابجا میکند. فروید تصاویر رؤیا را ایجاد شده توسط ممنوعیتهای سرکوب شده، اغلب از نوع جنسی، در ناهشیار میداند. کار رؤیا شامل مکانیسمهای سرکوبی[7] مثل تراکم[8]، تعین چندگانه[9]، جابجایی[10]، اشخاص مرکب[11]، تداعی[12]، بسط ثانوی[13]، علیت به عنوان توالی[14]، بازنمایی[15]، نمایشی کردن[16]، و نمادپردازی[17] میباشد (فروید، 1900).
در فرایند خودمختاری رؤیا تخیلی است که به وسیله معانی و نمادها با مراقب اولیه جابجا میشود. بیمار به وسیله رؤیا میتواند جنبههای مختلف خود را به جای فرافکنی بر دیگران، درونی کند. یونگ (1933) در مخالفت با دیدگاه جبری (تعیینگرانه) فروید پیشنهاد داد که کار رؤیا کارکردهای متنوعی مثل کارکرد غایی و کارکرد جبرانی دارد؛ ناهشیار، محتوای رؤیا را میسازد تا به چیرگی و غلبه هشیاری بر یک جنبه را جبران کند تا تعادل را بین روان و تمامیت وجود برقرار کند؛ رؤیا جنبههای نادیده انگاشته زندگی بیداری را ارائه میکند. دیدگاه تحلیلی یونگی همچنین عقیده دارد که رؤیاها حاوی مواد کهنالگویی و هویداسازی خرد فراشخصی از درون ناهشیار هستند که موجب انتقال تحولی (رشدی) هشیاری میشوند (جی. هال، 1983). نظریه یونگی مفهوم رؤیای بزرگ[18] را ارائه میکند، رؤیایی پرارزش که رؤیابین را به صورت غایی انتقال میدهد (یونگ، 1933). مثل رؤیایی که یونگ در چهارسالگی دید که نماد قضیبی عظیم در بالای اورنگ قرار داشت و صدای مادرش میگفت بله، فقط به او نگاه کن. این همان انسان ـ خور است. این رؤیا عمیقا بر پندار یونگ درباره خدا، دین و مسائل جنسی در طول زندگیش تأثیر گذاشت. یونگ عقیده داشت رؤیاهای بزرگ که اغلب قدیمیترین رؤیاهای در خاطر هستند، اغلب در سنین بین سه تا پنج سالگی اتفاق میافتند (بالکلی، براوتن، سانچز، و استیلر، 2005).
در یک دیدگاه متضاد، نظریهپردازان عصبشناختی نظیر هابسن و مککارلی (1977) نشان دادند که محتوای رؤیا فقط تلاش مغز برای همخوانی با کثرت تحریکها است. سولمز بیماران دارای آسیب مغزی را بررسی کرده است و گستره وسیعی از مناطق مغزی را یافته است که جهت فرایند نمادسازی درگیرند. نظریه هابسن اعلام میکند که ریشه رؤیا دیدن فعالسازی اتفاقی نواحی مربوط به ساقه مغز، پلها و نواحی مغز میانی است که توسط قشر مغز این فعالسازیها هماهنگ میشود. این نظریه میگوید سیستم فعالسازی ـ ترکیب هر گونه اساس انگیزشی را رد میکند. به همین ترتیب نظریه شناختی هم محتوای نمادین رؤیا را به نفع محتوای به یاد مانده هشیار از تأکید خارج میکند. سی. اس هال و ون دی کسل (1966) که تأکید را بر محتوای گزارش شده رؤیا قرار دادند و یک سیستم کدگذاری برای طبقهبندی محتوا اختراع کردند اولین نظریهپردازان شناختی بودند که افرادی نظیر دامهوف، آنتروبوس و فولکز مسیر آنها را ادامه دادند. کلمات و عبارات در رؤیا به صورت کمّی کدگذاری و تحلیل میشوند.
پژوهش مهم و آغازگر هال و ون دی کسل 1000 رؤیا از 200 دانشجوی مرد و زن مورد بررسی قرار داد. تفاوتهای مهم جنسیتی در این تحقیق به دست آمد که بعدا در تحقیقات دیگر مانند تحقیق دامهوف بر روی دانشجویان آلمانی و آمریکایی تأیید شد (دامهوف، مهیر ـ گومز، و شریدل، 2006). تحقیقات دیگری از دامهوف (2005) تفاوتهای اندکی را در نتایج حاصل شده در بین گروههای سنی بعد از نوجوانی، بین فرهنگها مشاهده کرد. اما تفاوتها از نظر میزان محتوای پرخاشگری بین تحقیق او و تحقیق 1966 معنادار بود. دامهوف (2004) همچنین نظریه روانتحلیلی فروید را با تحقیقاتی رد کرد که نشان میداد که رؤیاها طولانیتر، تکراریتر و معمولیتر از آن چیزی است که فروید اعتقاد داشت و این که رؤیاها بدون تغییر ظاهر تجارب روزمره دنیوی را نشان میدهند. این همان نظریه پیوستگی است.
محققینی مانند سیندر با توجه به تحقیقات عصبشناسی در بین سالهای 1960 تا 1967 به این نتیجه رسیدند که رؤیاها نسخه تکراری بیداری هستند. تحقیقات طولی پزانت و زادرا (2006) این نتایج را مورد تأیید قرار داد. برانگیختگی مغزی در نیمکره چپ (آنتروبوس، 1987) نواحی ادراکی ـ حرکتی را تحریک میکند و باعث محتوای استعارهای رؤیا میشود. فولکز (1999) نیز که بسیار درباره رؤیای کودکان تحقیق کرده است، عقیده دارد که رؤیاها تحول شناختی نارس کودکان را نشان میدهد. فولکز (1967) همچنین طرفدار استفاده از رؤیاها در درمان برای تمرکز بر انطباق اجتماعی نوجوانان است. با توجه به تفاوتهای نظری زیادی که در زمینه رؤیا وجود دارد، بررسی کمی تعداد زیادی از رؤیاها میتواند به افزایش درک ما از رؤیاها کمک کند (سیگل، 2005)
[1] Freud 1900
[2] Jung 1933
[3] Rogers 1980
[4] Hobson, 1988
[5] C. S. Hall, 1953
[6] Domhoff, 2003
[7] mechanisms of repression
[8] condensation
[9] multiple determination
[10] displacement
[11] composite persons
[12] association
[13] secondary elaboration
[14] causation as succession
[15] representation
[16] dramatization
[17] symbolization
[18] Big dream
نوجوانان، خانواده ها و رشد اجتماعی: نوجوانان چگونه دنیایشان را می سازند؟
مؤلف: Judith G.smetana پروفسور روانشناسی دانشگاه Rochester
انتشارات ویلی 336 صفحه نوامبر2010
این کتاب حاوی بررسی عمیق رشد اجتماعی نوجوانان در محیط خانواده است.
· تحقیق و بررسی 25 ساله مؤلف.
· نتایج مصاحبه ها با بیش از 700 خانواده
· کشف و بررسی ارتباطات والد- فرزندی بین گروههای اکثریت و اقلّیت در ایالات متحده به اندازه
بررسی نوجوانان در هنگ کنگ و چین.
· لحاظ کردن دو منبع مهم شامل فیلم ها و مطالعات عامه در کنار منابع پژوهشی انسان شناسی،
تاریخ، جامعه شناسی، روانشناسی اجتماعی و روانشناسی رشد.
· برسی اینکه چگونه جنبه های مختلف رشد شامل خودمختاری، حق و عدالت و اجتماع در
نوجوانان متحد و یکپارچه می شوند.
فهرست مطالب
1. معرفی: دیدگاهها و رویکردهای متمرکز بر نوجوانان و خانواده هایشان
2. بررسی ارتباطات والدین- نوجوانان از منظر روانشناسی رشد
3. تعارض ها و فراز و نشیب ها
4. صدای والدین: تعارض و قراردادهای اجتماعی
5. صدای نوجوانان: خودمختاری و قلمرو شخصی
6. خودمختاری، تعارض، وابستگی و فرهنگ
7. تحول نوجوانان در فرهنگ های مختلف
8. ارتباطات والدین- نوجوانان در خانواده های امریکایی- آفریقایی
9. باورها و عقاید در مورد اقتدار والدین
10. شیوه های فرزندپروری و تمرین ها
11. افشاگری (بی پرده و رک بودن) و رازداری در ارتباطات والدین- نوجوانان
12. هماهنگی ها و تغییرات در رشد اجتماعی
13. زندگی بعد از نوجوانی: گذار به بزرگسالی
ده ها سال بود که تحقیقات نشان می داد که گوش کردن به موسیقی اضطراب و افسردگی را تسکین داده، خلق را بالا برده و میتواند عملکرد شناختی مانند هشیاری فضایی را بالا ببرد. با این وجود، تا به حال تحقیقات نشان ندادهاند که ما چگونه به موسیقی گوش میکنیم. به عنوان مثال، آیا این مزیت شناختی به همین شکل باقی میماند، اگر ما به جای قبل از کار در حین انجام یک کار به موسیقی گوش دهیم؟ علاوه بر این عملکرد ما در برابر یک نوع خاصی از موسیقی تحت تأثیر قرار میگیرد؟ یک تحقیق جدید در مجله روانشناسی شناختی کاربردی نشان میدهد که گوش دادن به یک موسیقی که فرد دوستش دارد درحین تکلیف یادآوری زنجیرهای بر خلاف گوش دادن به یک موسیقی که فرد آن را دوست ندارد، به عملکرد کمک نمیکند.
این مطالعه طولی فرضیه پیوستگی را آزمود که فرض میکند وضعیتهای بیداری و نگرانیها در رؤیاها نمود پیدا میکند. رابطه بین محتوای رؤیا و اثر بیداری منفی در یک دوره ثابت و هم در طول دوره 6 تا 10 ساله بررسی شد. بیست و هشت شرکت کننده آزمون بهزیستی روانشناختی[1]را پر کرده و گزارش رؤیاهای دو دوره از زندگیشان را ثبت نمودند. تحلیلهای همبستگی نشان داد که هر چه میزان خود ـ گزارش دهی بهزیستی روانشناختی پایینتر باشد، رؤیاها بیشتر شامل تعاملات پرخاشگرانه به جای دوستانه، هیجانات منفی به جای هیجانات مثبت، شکست و بدبیاری به جای موفقیتها و خوششانسیها بود. به همین ترتیب بهزیستی روانشناختی با محتوای رؤیا در طول زمان در ارتباط بود. این یافتهها با فرضیه پیوستگی هماهنگ است.
کلمات کلیدی: رؤیا دیدن؛ محتوای رؤیا؛ فرضیه پیوستگی؛ بهزیستی روانشناختی
فرضیه پیوستگی فرض میکند که محتوای رؤیاهای هر روز، بازتابی از شرایط و نگرانیهای بیداری رؤیابین است. به عبارت دیگر، عناصر درون رؤیاهای مردم ممکن است مرتبط با متغیرهای روانشناختی و بیداری متناظر با آنها باشد (دامهوف، 1996، 2003). این اصل پیوستگی گاهی درست برخلاف نظر یونگ است مبنی بر این که رؤیاها با حاضر کردن جنبههای مغفول زندگی بیداری یا نگرشهای فرد به عنوان عملکرد جبرانی عمل میکند (یونگ، 1974)، اما اکثریت یافتههای آزمایشی از فرضیه پیوستگی حمایت میکند (بنگرید به دامهوف، 1996؛ 2003؛ شریدل، 2003).
مطالعات نشان میدهد که وقوع رؤیاهای تکراری، کابوسها و رؤیاهای روزمره ناخوشایند با بهزیستی روانشناختی فرد در ارتباط است (برای مثال، بلاگروف، فارمر و ویلیامز، 2004؛ براون و داندری، 1986؛ زادرا و داندری، 2000)، بدین صورت که گزارش رؤیاهای افرادی که از یک اختلال روانشناختی رنج میبرند (مثل افسردگی) میتواند با گزارشهای آزمودنیهای بهنجار گروه کنترل متفاوت باشد (کرامر، 2000؛ شریدل و انگلهارت، 2000)، و این که برخی از ابعاد شخصیتی مانند برونگرایی (برنشتاین و رابرتز، 2001؛ سامسون و دیکانیک، 1986)، نوروزگرایی (شریدل، لندگراف، و زیلر، 2003) و مرزهای روانشناختی (هارتمن، الکین و گرج، 1991؛ شریدل، شافر، هافمن و جاکوب، 1999) به طور معناداری با محتوای رؤیا در ارتباط است. یافتههای مبنی بر شباهتهای بین ویژگیهای تحولی رؤیا و فرایندهای شناختی بیداری (برای مثال، کاوالرو و فولکز، 1993؛ فولکز، 1985، 1999؛ هارتمن، 1998؛ کلینگر، 1990؛ سینگر، 1993) و همچنین پیوستگی در رؤیاهای زندگی بیداری اخیر یا عوامل تنیدگیزا (برای مرور، بنگرید به دیکانیک، 2000؛ کولاک، 1991؛ شریدل، 2003) نیز با این دیدگاه هماهنگ است که محتوای رؤیا و تفکر بیداری به هم پیوسته است. . . .
مطالعات بسیاری متغیرهای محتوای رؤیا را در بین گروههای سنی بررسی کردهاند. روی هم رفته، این مطالعات نشان میدهد که زمانی که رؤیاها با سیستم کدگذاری هال و ون دی کسل (هال و ون دیکسل، 1966) تحلیل بشوند، محتوای رؤیاها در طول بزرگسالی نسبتا ثابت میماند ( برای مثال، کوت، لورتی ـ لوژیر، روی و دیکانیک، 1996؛ دامهوف، 1996؛ هال، دامهوف، بلیک و ویسنر، 1982؛ لورتی ـ لوژیر و همکاران، 2000). این دادهها وقوع تفاوتهای مهم کمی را در کل محتوای رؤیاهای افراد در طول زمان نشان میدهد.
مطالعات هیچگاه فرضیه پیوستگی را با محاسبه همبستگی بهزیستی روانشناختی شرکتکنندگان با ویژگیهای رؤیای متناظر در یک طرح طولی بررسی نکردهاند. جنبهای روانشناختی که از مجموعهای از اندازههای وابسته به هم شخصیتی تشکیل شده است و ممکن است به طور ثابت با محتوای رؤیا همبسته باشد. این بُعد واحد بهزیستی روانشناختی توسط براون و داندری (1986) بهزیستی روانشناختی (PWB) خوانده شد. افرادی که دریافتند بزرگسالانی که رؤیاهای مکرر داشتند، نمرات پایینتری در بهزیستی کسب کرده و محتوای رؤیای منفیتری از افراد دیگر داشتند. . . با استفاده از همین مقیاس بهزیستی روانشناختی، زادرا و داندری (2000) نشان دادند که مردمی که رؤیاهای بد را تجربه میکنند در خود ـ گزارشدهیهای بهزیستی نمره پایینتری داشتند، البته نه به اندازهای که در مورد افرادی که کابوس داشتند. در نهایت، بلاگروف، فارمر، و ویلیامز (2004) دریافتند که میزان رؤیاهای ناخوشایند به طور معناداری با سطوح پایین بهزیستی در ارتباط است. . .
منابع:
Bernstein, D.M., & Roberts, B. (1995). Assessing dreams through self-report questionnaires: Relations with past research and personality. Dreaming, 5, 13–27.
Blagrove, M., Farmer, L., & Williams, E. (2004). The relationship of nightmare frequency and nightmare distress to well-being. Journal of Sleep Research, 13, 129–136.
Brown, R.J., &
Cavallero, C., & Foulkes, D. (1993). Dreaming as cognition.
Côté, L., Lortie-Lussier, M.,
De Koninck, J. (2000).Waking experiences and dreaming. In M.H. Kryger, T. Roth, &W.C. Dement (Eds.), Principles and practice of sleep medicine (3rd ed., pp. 502–511).
Saunders.
Domhoff, G.W. (1996). Finding meaning in dreams: A quantitative approach.
Domhoff, G.W. (2003). The scientific study of dreams: Neural networks, cognitive development, and content analysis.
Foulkes, D. (1985). Dreaming:Acognitive-psychological analysis.
Foulkes, D. (1999). Children’s dreaming and the development of consciousness.
Hall, C.S., & Van de Castle, R.L. (1966). The content analysis of dreams.
Hall, C.S., Domhoff, G.W., Blick, K.A., & Weesner, K.E. (1982). The dreams of college men and women in 1950 and in 1980: A comparison of dream contents and sex differences. Sleep, 5, 188–194.
Hartmann, E. (1998). Dreams and nightmares: The new theory on the origin and meaning of dreams.
Hartmann, E., Elkin, R., & Garg, M. (1991). Personality and dreaming: The dreams of people with very thick and very thin boundaries. Dreaming, 1, 311–324.
Klinger, E. (1990). Daydreaming.
Koulack, D. (1991). To catch a dream: Explorations of dreaming.
Kramer,M. (2000). Dreams and psychopathology. InM.H. Kryger, T. Roth, &W.C. Dement (Eds.), Principles and practice of sleep medicine (3rd ed., pp. 511–519).
Jung, C.G. (1974). Dreams.
Lortie-Lussier, M., Côté, L., & Vachon, J. (2000). The consistency and continuity hypotheses revisited through the dreams of women at two periods of their lives. Dreaming, 10, 67–76.
Samson, H., & De Koninck, J. (1986). Continuity or compensation between waking and dreaming: An exploration using the Eysenck Personality Inventory. Psychological Reports, 58, 871–874.
Schredl, M. (2003). Continuity between waking and dreaming: A proposal for a mathematical model. Sleep and Hypnosis, 5, 26– 40.
Schredl, M., & Engelhardt, H. (2001). Dreaming and psychopathology: Dream recall and dream content of psychiatric inpatients. Sleep and Hypnosis, 3, 44–54.
Schredl, M., Landgraf, C., & Zeiler, O. (2003). Nightmare frequency, nightmare distress and neuroticism. North American Journal of Psychology, 5, 345–350.
Schredl, M., Schäfer, G., Hofmann, F., & Jacob, S. (1999). Dream content and personality: Thick vs. thin boundaries. Dreaming, 9, 257–263.
Singer, J.L. (1993). Experimental studies of ongoing conscious experience. In Ciba Foundation Symposium 174: Experimental and theoretical studies of consciousness (pp. 100–122).
Zadra, A., &
[1]. psychological well-being (PWB)
خبرنامه انجمن روانشناسی ایران منتشر شد. در این خبرنامه از کارگاه ها و همایش های داخلی و خارجی سال ۸۹ باخبر خواهید شد اخبار مربوط به این انجمن و چکیده ای از پایان نامه های جدید دکترای روانشناسی را خواهید خواند و همچنین از مقالات اعضای این انجمن بهره خواهید برد.
برای دانلود اینجا کلیک کنید.
-1انگیزه های روانی در قرآن
انگیزه های روانی انگیزه هایی هستند که مستقیماً نمی توان آنها را به حالت های فیزیولوژیک بدن که نتیجه نیازهای جسمی هستند برگرداند اما این مقوله در مورد انگیزه های فیزیولوژیک صادق است. روانشناسان معتقدند بیشتر انگیزه های روانی برپایه انگیزهای فیزیولوژیک قابل اکتساب هستند. آنها انگیزه های روانی را شعبه ای از انگیزه های فیزیولوژیک می دانند که در نتیجه تأثیر و تأثر مهارت ها و عوامل رشد اجتماعی فرد به وجود می آیند. اریک فروم معتقد است که بعضی از انگیزه های روانی که فروم آنها را نیازهای روانی می نامد در واقع نیازهای فطری در سرشت انسان هستند که قابل اکتساب از محیط نیستند.
مازلو به دو نوع انگیزه و نیاز معتقد است:
1- اصلی؛ گرسنگی، تشنگی، امنیت
2- معنوی؛ عدالت خواهی، نیکی، زیبایی، نظم و اتحاد
نیازهای معنوی نوعی نیازهای فطری هستند که تکامل رشد و بالندگی شخصیت فرد به برآوردن آنها بستگی دارد.
اریک فروم به روانشناسان جدید از آن جهت که اغلب به بررسی جنبه های سطحی رفتار انسان می پردازند و ارزشهای او را مورد مطالعه قرار نمی دهند انتقاد کرده است.
1- مالکیت: از آن دسته از انگیزه ها می باشد که انسان آن را در جریان رشد اجتماعی خود می آموزد و او از طریق فرهنگ محیط خود عشق به تصاحب به پول و اراضی و اموال گوناگون دیگر را می آموزد. این عوامل باعث می شود که او در مقابل فقر احساس امنیت کند، چرا که در به دست آوردن مقام و قدرت اجتماعی به او کمک می کند.
-((و شما مال و ثروت را بسیار دوست می دارید.))(فجرآیه 20)
-(( مال و ثروت و فرزندان، زینت زندگانی دنیاست...)) (کهف آیه 46)
این انگیزه مالکیت یکی از دو انگیزه مهمی بود که شیطان آن را در نفس آدم برانگیخت و باعث شد او با خوردن میوه درختی از فرمان خدا سرپیچی کند.
مک دوگال و برخی روانشناسان مالکیت را نوعی غریزه می دانند. اما بررسی های جدیدتر این نظر را تایید نمی کند و آن را یک انگیزه قابل اکتساب روانی می داند.
2- انگیزه پرخاشگری(تجاوز):انگیزه پرخاشگری در رفتار تجاوزگرانه انسان در برابر دیگران با هدف آزار دادن آنها چه به صورت تجاوز فیزیکی و چه لفظی ظاهر می شود. آیه 123() در سوره طه اشاره به ظلم و تجاوزی دارد که برخی از مردم نسبت به برخی دیگر به دلیل رقابت و پیروی از خواسته های نفس و هم چنین در اثر فریب شیطان روا می دارند.
هرگاه شهوت و غضب از یک سو عقل از سوی دیگر در کنار هم قرار گیرند در چنین حالتی شهوت حاکم و غضب مجری خواهد بود و این باعث بروز فساد از سوی شهوت خواهد شد. نخستین تجاوز در تاریخ بشری، تجاوز قابیل فرزند آدم نسبت به برادرش هابیل بود. هنگامی که خداوند قربانی برادرش را پذیرفت او را رد کرد و حسد بر او چیره شد و باعث شد برادرش را بکشد. قرآن هم چنین به رفتار پرخاشگرانه ای که گاهی در تعبیرات کلامی(غیبت/تهمت/و مسخره کردن دیگران) ظاهر می شود اشاره می کند.
-((هرگاه آنها بر شما تسلط یابند باز همان دشمن دیرینند اینک هم هر چه بتوانند به دست و زبان بر عداوت شما می کوشند و چقدر دوست می دارند که شما باز کافر شوید.))(ممتحنه آیه2)
روانشناسان و روانکاروان در خصوص این مسئله که پرخاشگری فطری است یا اکتسابی اختلاف نظر دارند. فرویدولورنز معتقدند که تجاوز یک انگیزه فطری است اما بعضی دیگر عقیده دارند که این مسئله به معنای داشتن نگرشی منفی و اندیشه ای بدبینانه نسبت به ذات انسان است. به همین دلیل فروم و مازلو به جنبه های مثبت و همدلی نیک خواهی موجود در سرشت انسان تاکید می کنند.
تحقیقات جدید تجربی این موضوع را روشن کرده است که رفتار پرخاشگرانه در کودکان خردسال از وقتی بروز می کند که حرکات جسمی آنان محدود و مقید شود. محدودیت در حرکات باعث پیدایش حالت ناکامی و احساس محرومیت در آنها شده و رفتار تجاوزگرانه آنها ظاهر می شود. این موانع در جریان رشد کودک افزایش می یابد.
حالت ناکامی همیشه به رفتار پرخاشگرانه نمی انجامد بلکه گاهی باعث بروز انواع دیگر مثل درخواست کمک از دیگران، انزوا، پناه بردن به مواد مخدر می شود. به همین دلیل بسیاری از روانشناسان جدید رفتار پرخاشگرانه را حداقل در بخشی از آن رفتاری اکتسابی به شمار می آورند.
این نظریه با آنچه که در قرآن درباره وجود آمادگی و استعداد پذیرش خیرو شر در انسان آمده است هماهنگی دارد.
-((آیا ما راه خیر و شر را به او ننمودیم.))( بلدآیه 10)
عوامل بسیاری مانند نحوه تربیت و شرایط اجتماعی و فرهنگی و یادگیری های بسیاری باعث می شود که او از دو راه خیر و نیکی و یا شر و ظلم یکی را انتخاب کند مثلاً گاهی انسان می آموزد که ناکامی را با رفتار پرخاشگرانه نسبت به دیگران و فرو رفتن در خود جبران کند و گاهی هم یاد می گیرد که با اندیشه و تفکر درباره حل مشکلاتش بایستد و راه حل های جدیدی را پیدا کند.
3- انگیزه رقابت: از آن دسته از انگیزه های روانی است که انسان آن را از محیط رشد فرهنگی خود فرامی گیرد و تربیت فرد او را به جنبه های مثبت رقابت در جهت ارتقاء و پیشرفت براساس ارزشهای جامعه هدایت می کند.
قرآن مردم را به رقابت در تقوای خدا و کار نیک و پایبندی به ارزشهای والای انسانی و پیروی از روش الهی و زندگی چه دررابطه با خدا و چه خانواده و اعضای جامعه تشویق می کند تا از آمرزش و خشنودی او بهره مند و به بهشت رهسپار شوند.
-((هرکس را راهی است به سوی حق که بدان راه یابد و به آن قبله روی نماید پس بشتابید به خیرات...))( بقره آیه 148)
عمل جراحي يكي از متداول ترين اعمال جراحي پلاستيك است.رينوپلاستي يكي از متداول ترين اعمال در جراحي پلاستيك است(خاكزاد،1383)جراحي زيبايي بيني مشكلترين وپيچيده ترين جراحي زيبايي كل صورت است(فرير[1] وهمكاران،2005) كه بسيار دقيق بوده كه فرق بين نتيجه خوب وبد ممكن است بين 1 تا 2 ميلي متر باشد كه براي بهتر كردن ظاهربيني انجام مي شود(مك كريتي[2] وهمكاران،1990).اين جراحي ها بيشتر براي از ميان بردن ناخشنودي افراد از ظاهر خود وگاهي افزايش عزت نفس انجام مي شود.برخي از دانشمندان علوم اجتماعي در سه دهه اخير دريافته اند كه مردم جذابيت ظاهري را با ويژگي هاي شخصيتي پسنديده كه شامل هوش،لياقت وپذيرش اجتماعي مي شود همراه مي دانند(اسميت ومك كي،2000).ارزشيابي هاي روانپزشكي بر روي كساني كه خواهان جراحي زيبايي بودند نخستين بار در دهه 1940 و1950 گزارش شدند.اين گزارش ها بيشتر بازتاب دهنده گرايش هاي روانكاوي در روانپزشكي امريكا بودند واين افراد را روان نژند ويا خودشيفته مي پنداشتند(هيل وسيلور،1950).
در دهه هاي 1970 و1980 ارزيابي هاي روان شناختي پيش از جراحي زيبايي بيماران وپس از ان مورد توجه قرار گرفت.وضعيت رواني سالم در ميزان رضايت بعد از عمل جراحي زيبايي محوري تعيين كننده است كه مهمتر از تكنيك جراحي مي باشد(دارسي وهمكاران،2005).
از انجا كه ارضاي نيازها شرايط لازم را براي رشد روانشناختي انسجام يافتگي وبهزيستي روانشناختي شخص فراهم مي كنند وزير بناي گستره وسيعي از رفتارهاي ما را تبيين مي كنند،مفهوم جالب وجذابي در روانشناسي است.همچنين مفهوم نيازها از اين نظر جالب است كه مي تواند مداخلات روانشناختي را طرح ريزي كند(شلدون،اليوت،كيم وكاسر[3]،2001).و از انجائيكه جراحي زيبايي بيني براي تغيير ظاهر فرد وافزايش خشنودي واعتماد به نفس انجام مي شود،مي توان ان را پيامد يك الگوي روانشناختي خاص دانست(ساروي وهمكاران،1383).
مفهوم نياز شامل سه نياز بنيادي روانشناختي است كه توسط دسي و ريان در قالب نظريه خودتعيين گري مطرح شده است.اين سه نياز بنيادي عبارتند از خودمختاري[4]،شايستگي[5]،و ارتباط[6](دسي وريان[7]،2000).خودمختاري عبارت است از اسناد دروني رفتار كه به اراده و اختيار فرد اشاره داردو مفهوم ساده خود مختاري عبارت است از همان نياز به ازادي در انتخاب،شايستگي،يعني احساس اثر بخشي در فعاليت ها كه در جهت انسجام بخشي به خود است،و ارتباط با ديگران،نياز به برقراري ارتباط صميمي و گرم با ساير افراد را مي رساند.نيازها به عنوان غذاي دروني و روانشناختي شناخته مي شوند كه براي رشد و دوام روانشناختي وبهزيستي وانسجام ضروري هستند(باميستر ولري[8]،1995،بالبي[9]،1958،هارلو[10]،1958،ريان،،1993،به نقل از قاسمي پور،1385).
بيش از نصف افراد داوطلب رينوپلاستي حداقل يك علامت روانشناختي را نشان دادند كه امار ان بسيار بيشتر از جمعيت عادي است ولذا بايد در ارزيابي رواني قبل از جراحي زيبايي بيني دقيق بود(توتونچي وهمكاران،1386).
امروزه ترديدي وجود ندارد كه حالتها ونيازهاي روانشناختي مي توانند بر بيماري جسماني تاثير بگذارند.پژوهشگران در اين كه چگونه و توسط چه مكانيسمي اين تاثير اعمال مي شود هنوز به قطعيت نرسيده اند .
منابع
-توتونچي،جواد،فخاري،علي،كلاهي،فريناز.(1386).ارتباط علائم روان نشاختي با رضايت پس از عمل رينوپلاستي.مجله پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تبريز.دوره 29،شماره 2: 71-76.
- ساروي م؛قلعه بندي ف:در ويژگي هاي شخصيتي داوطلبان انجام جراحي زيبايي.انديشه ورفتار:سال نهم،شماره4،1383: 11-17.
- خاكزاد،محمد(1383).ارزيابي نتايج استئوتومي لترال بيني به روش اكسترنال واينترنال در عمل جراحي زيبايي بيني.مجله دانشگاه علوم پزشكي بابل،سال هفتم،شماره1،37-41.
-Mc Chrthy JG, Wood Smith D. Rhinoplasty: Mc chrthy plasic surgery. W.B Saunders Co 1990; 3: 1785-894.
-Farrior R,Farrior E,Cook R.Special Rhinoplasty Techniques.In:Cummings CW:Cummings Otolaryngology Head & Neck Surgery,Vollume2,4thed.Mosby,Philadelphia;2005;PP:1078-114.
-Darisi T,Thorne S,Iacobelli C.Influences on Decission-Making for Under going Plastic Surgey:A Mental Models and Quantitative Assessment.Plastic and Reconstructive Suergey.2005;116:907-16.
-Hill,G.,& Silver,A.G.(1950).Psychodynamic and esthetic motivation for plastic surgey.Psychosomatic Medicine,12,345-352.
Smith,E.R.,& Mackie,D.M.(2000).Social psychology.Philadelphia.Psychology Press.-
1.farrior & et al
2. Mc Chrthy
3.Sheldon,Elliot&Kasser
4.Autonomy
5.ompetence
6.Relatedness
7.Deci & Ryan
8.Baumeister & Leary
9.Bowlby
10.Harlow
در اختلالات طیف اتیسم (ASD) مهمترین تشخیصها شامل اتیسم با عملکرد بالا و سندرم آسپرگر است. با وجود این که افراد دارای اختلالات طیف اتیسم با عملکرد بالا به دو زیرگروه با تأخیر و بدون تأخیر در تحول زبان تقسیم میشوند، همه این افراد یک ویژگی مشترک نقص در تعامل و ارتباط اجتماعی و همچنین الگوهای محدود و تکراری رفتار و فعالیت دارند (انجمن روانپزشکی آمریکا، 1994). اختلال خواب یک جلوه از وضعیت بالینی اتیسم است. رؤیا دیدن جنبه شناختی خواب را میسازد. در میان کودکان دارای اختلالات طیف اتیسم حتی اگر نسبت خواب REM طبیعی باشد، گزارشهای تجربه رؤیا کم است (کریاگ و بارون ـ کوهن، 1998). کودکان دارای اختلالات طیف اتیسم با رؤیای خود مثل یک رویداد واقعی و مطلق برخورد میکنند (بارون ـ کوهن، 1998). از آنجایی که کودکان اتیستیک به طور ضعیفی بین شرایط روانی خود تمایز قائل میشوند، آنها ممکن است مفهوم رؤیا را به عنوان یک فعالیت ذهنی به خوبی درک نکنند. به طور کلی رؤیاهای گزارش شده افراد طیف اتیسم کوتاهتر است.
در یک مطالعه (آن ـ ماری داست و همکاران 2008) پرسشنامه رؤیا توسط 28 جوان دارای اختلالات طیف اتیسم تکمیل شد. پرسشنامهها نشان داد که افراد اتیستیک نسبت به گروه کنترل یادآوری رویای کمتر، رؤیای بد کمتر و هیجانات کمتری داشتند. شرکت کنندگان طیف اتیسم همچنین در رؤیای خود موقعیتها، اشیا، شخصیتها، تعاملات اجتماعی و فعالیتهای کمتری دیدند. این تحقیق دلیل این تفاوت را به ابعاد عصبی ـ شناختی این افراد نسبت داد.
تحلیل کمّی رؤیا بر اساس رویکرد شناختی است که با همکاری هال (1953)، ون دی کسل (1971) فولکز (1981) و آنتروبوس (1991) ایجاد شده است. نظریه شناختی رؤیاها، رؤیاها را تصاویری از شناخت تعریف میکند که نقشهای از نواحی ناهشیار و انگارههای مخفی شده را ارائه میکند. این انگارههای اولیه به خودانگاره، انگارههای روابط، جهانبینی، و تضادهای درونی ارتباط دارد. هال (1953) اولین پژوهشگر خواب بود که اعلام کرد محتوای خواب با محتوای بیداری ارتباط مثبت دارد.
نظریه عصبیـشناختی رؤیا (دامهوف، 2003) این موضوع را مطرح میکند که محتوای خواب از طریق قسمتهایی از مغز شکل میگیرد که مسئول تصویرسازیهای سمبلیک و بصری است. این نظریه بر اساس آزمونهای عصبـروانشناختی افراد دارای آسیب مغزی بود که تصویرسازی مغزی، آزمونهای آزمایشگاهی خواب درباره خواب REM و رؤیاها را بررسی میکرد. این نظریه همچنین بر اساس تحلیل کمّی محتوای رؤیای جمعیتهای مختلف با استفاده از مقیاس هال و ون دی کسل (1966) بود. دامهوف اشاره کرد که به خاطر ارتباط مثبت با انگارههای بیداری و نگرانیها، محتوای خواب از نظر روانشناختی دارای معنا است. دامهوف همچنین بیان کرد که رؤیا دیدن هیچ کارکرد مشخصی جدا از بازتاب محتوای هشیار ندارد. با استفاده از رؤیاها مشغولیتهای ذهنی، تفکرات و نگرانیها را در شناخت فرد رؤیابین را مییابیم، و لزوما دریچهای به درون روان یا بیرون دادن شخصیت نیست.
تحلیلگران یونگی جبران را در سه مرحله تعریف کردهاند، (الف) رؤیا به عنوان پیغامی از ایگو، (ب) رؤیا به عنوان خودـبیانگری کلیت روان با مدیریت ایگوی بیدار به سوی فردیتیافتگی (ج) رؤیا به عنوان تلاش روان برای تغییر ساختار ایگوـ هویت. دامهوف بر اساس این یافته که محتوای خواب با زندگی بیداری در ارتباط است، این نظریه جبران را به این صورت تقلیل داده است که رؤیا جنبههایی از شخصیت را ابراز میکند که به طور کافی در زندگی تحول نیافتهاند.
به عنوان معناداری بالینی، چهار کارکرد درمانی رؤیا عبارتند از: (الف) تسهیل فرایند درمانی، (ب) تسهیل بینش و خودـآگاهی بیمار، (ج) دادن اطلاعات مرتبط به درمانگر، (د) ارائه میزان تغییر درمانی.
عصبانی شدن در بعضی از فرهنگها به مذاکرات کمک میکند و در بعضی از فرهنگها مخرب است.
عصبانی شدن ممکن است در زمان مذاکره با آمریکاییهای اروپاییتبار به شما کمک کند ـ اما مواظب باشید در مذاکره با اهالی شرق آسیا ممکن است عصبانی شدن واقعا به ضرر شما تمام شود. این یک نتیجهگیری از تحقیقی درباره این است که مردم چگونه در مذاکرات نسبت به عصبانیت عکسالعمل نشان میدهند.
بیشتر تحقیقات انجام شده درباره مذاکره نشان دادهاند که عصبانی شدن یک استراتژی خوب است ـ این کار امتیازات بیشتری نسبت به سایر هیجانات مثل شادی یا بیهیجانی دارد. اما به گفته هاجو آدام این تحقیقات بیشتر بر روی مردم غربی انجام گرفته است.
آدام اشاره میکند که تفاوتها در هیجانات در مرکزی که او کار میکند بسیار متنوع است. او مشاهده کرد افراد نسبت به یک فرد عصبانی عکسالعمل متفاوتی نشان میدهند. او با این سؤال مواجه شد که آیا این تفاوتها با موضوع تفاوت در زمینه فرهنگ قابل توجیه است. پاسخ تحقیقات به این فرضیه مثبت بود. با استفاده از این نتایج میتوانیم در ارتباطات خود با مردم فرهنگهای متفاوت رفتار خود را تنظیم کنیم. به عنوان نمونه زمانی که کلینتون در سالهای 1990 یک مذاکره با عصبانیت با ژاپن انجام داد، مذاکرات شکست خورد.

